فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

42

وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي )

به مطالعهء آن مشرّف شده بود ، التماس نمود كه آن صلوات را شرحى نوشته گردد كه متضمن بيان لغات و حل اشارات به احوال و واقعات و اسباب وفات و بيان وجه تلقب ايشان به آن القاب باشد و فى الجمله مجمل سير آن چهارده معصوم از فحواى آن معلوم گردد » . او در انتهاى مقدمه مىنويسد : « ان شاء اللّه پس از اتمام ، موسوم به كتاب وسيلة الخادم الى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم خواهد شد » . مؤلف در مقدمه به « غربت » و « فراق اخوان » و « اجلاء اوطان » اشاره مىكند . مىدانيم كه تأليف ابطال نهج الباطل نيز سال 909 بوده و در قاسان ؛ اما اختلافى وجود دارد كه آيا اين قاسان همين كاشان عراق عجم است يا قاسان ما وراء النهر . « 1 » اكنون از متن اين كتاب چنين بدست مىآيد كه وى در اين سال در كاشان بوده و اين كتاب را نيز در آنجا تأليف كرده است . او در اين كتاب تصريح مىكند كه قصد سفر از كاشان به سمت خراسان را دارد . علاوه بر اين مقدمه ، ياد داشتى نيز از مؤلف بر روى نسخه كتاب آمده كه كاتب نسخهء ما عين آن را در اينجا آورده است . مؤلف در اين ياد داشت پس از اشعار چندى راجع به امام رضا عليه السّلام كه از خود اوست - چون تخلص وى كه امين است در شعر آخر آمده - اشاره مىكند كه در سال 912 كه در هرات بوده اين ياد داشت را كه وقف نسخه مزبور براى آستان قدس رضوى است نوشته است . او در اين ياد داشت توليت اين نسخه را براى نقيب سادات خراسان جمال الدين محسن الحسينى الموسوى الرضوى قرار داده « كه اين كتاب را در هر محلى كه مصلحت داند حفظ و ضبط فرمايد و در اوقات اجتماعات و اطراف نهار ، آن را در روضهء مقدسهء رضويه حاضر گرداند تا مردم از قرائت آن استماع فرمايند » . مؤلف علاوه بر مطالبى كه در اين ياد داشت و نيز مقدمه كتاب دربارهء خود آورده در برخى از موارد كتاب نيز اشاراتى دربارهء خود دارد . او در يك مورد پس از بيان مطالبى درباره معجزات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اظهار مىكند كه « اگر مهلتى باشد ، ان شاء اللّه تعالى مجلد ضخم به زبانى عربى در اين مطالب تأليف كنيم و آن را جامع المعجزات نام

--> ( 1 ) . آقاى محمد امين خنجى در لارستان كهن ( از : احمد اقتدارى ) آن را كاشان دانسته ؛ بعدا در فرهنگ ايران زمين ج 4 ، ص 173 آن امر را نادرست دانسته و محل تأليف را قاسان ما وراء النهر ياد مىكند . آقاى ستوده اين نظريه را نمىپذيرد و همان كاشان را درست مىداند ( مقدمه مهمان‌نامه ص 24 ) ؛ آقاى محمد على موحد نيز عقيده آقاى ستوده را رد كرده است ( مقدمه سلوك الملوك ص 11 ) ؛ و البته نظر آقاى ستوده درست است .